فهرست مقاله اهلیت

اهلیت در لغت(دهخدا) به معنی سزاوار بودن، لیاقت، شرافت و شایستگی بودن آورده شده است، درعلم حقوق چندان تفاوتی با معنای لغوی آن نداشته و در همین مضمون بکار رفته است، پس به مفهوم توانایی و قابلیت بوده و دارای دو قسم اهلیت تمتع و اهلیت استیفاء است.

اهلیت

اهلیت تمتع

برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان آغاز و با فوتش به پایان می رسد البته بایستی توجه داشت قابلیت بالقوه برای دارا شدن تنها با متولد شدن حاصل نمی گردد

در پاره ای از موارد همین که نطفه کسی شکل گرفت اهلیت بالقوه تمتع ایشان نیز ظهور پیدا می کند پس قابلیت وراثت بردن یا موصی له و یا موقوف علیه واقع شدن بعد از شکل گیری نطفه صورت می پذیرد(البته در پاره ای از اعمال حقوقی مانند وقف حتی قابلیت اهلیت تمتع به قبل از شکل گیری نطفه هم تسری کرده و کسی که هنوز موجود نگشته و به تبع موجود می شود می تواند قابلیت موقوف العلیه واقع شدن را داشته باشد بطور نمونه واقف می تواند در وقف خاص شخص مجردی را بهمراه فرزندان آینده وی را در موقوف العلیهم وارد نماید پس فرزندان ایشان که هنوز نطفه آنها هم شکل نگرفته است قابلیت اهلیت تمتع را دارا هستند)

لکن برای اینکه این اهلیت حالت بالفعلی بخود بگیرد یعنی اهلیت تمتع کامل حاصل گردد بایستی زنده متولد گردد هر چند بعد از تولد فوت نماید، البته عوامل انسانی خودآگاه برای عدم زنده تولد یافتن موجب نمی شود که حالت بالقوه به بالفعل تبدیل نگردد و در این حالت وراث طفل جانشین طفل می گردند.

همچنین با فوت علی الاصول اهلیت تمتع از بین می رود لکن بنا بر نظر دکتر کاتوزیان و مشهور حقوقدانان تا زمانی که ترکه تصفیه و تقسیم نشده است، در حکم مال میت محسوب شده و وارثان قائم مقام ایشان در اداره آن هستند یعنی اهلیت تمتع هر چند با فوت از بین می رود ولی تا زمان تقسیم بعلت اینکه اموال بایستی تعلق آنها به مالکی را داشته باشند پس بایستی قائل به در حکم مالک بودن میت باشیم پس اهلیت تمتع با فوت تا تقسیم ترکه نسبت به ترکه در حکم باقی می­ماند، مخلص کلام اهلیت تمتع از زمان تشکیل نطفه یا به تبع موجود بصورت بالقوه حاصل با زنده متولد شدن بالفعل تبدیل و تا فوت باقیست و پس از فوت تا زمان تقسیم ترکه نسبت به ترکه در حکم باقی مانده و سپس زائل می گردد.

اهلیت دارا شدن

چند نکته نسبت به اهلیت تمتع یا اهلیت دارا شدن

  1. هر انسان با توجه به تعریف متمتع از حقوق مدنی خواهد بود. بنابراین کسی نمی تواند همانند حیوان با ایشان برخورد نموده و از ایشان سلب آزادی نماید و یا دست درازی به اموال و اشیاء تحت ید ایشان دارای ضمانت اجراهای کیفری یا مدنی است. حیوانات در جامعه ایرانی اهلیت تمتع ندارند پس اگر شخص بلاوارث اموال خودش را به سگش تملیک نماید مقبول نبوده و اموال وی مجهول المالک تلقی و مصادره می گردد.
  2. خود اشخاص هم نمی توانند حق تمتع را از خود سلب نمایند این ناظر بر کل و قسمتی از حقوق تمتع است لکن به موارد جزئی ورود نمی کند. به عنوان نمونه در خصوص اینکه اشخاص حق ندارند قسمتی از حق تمتع را از خود سلب نمایند، اگر مردی اهلیت تمتع گرفتن زن را ذیل یک قرارداد رسمی منعقده با یک خانم از خود سلب نماید. این قرارداد باطل بوده و یا اگر بصورت شرط بغیر از شرط نتیجه باشد تنها شرط باطل می شود و تاثیری در حق مرد ایجاد نمی کند. در خصوص موارد جزئی که انسانها می توانند حق تمتع را از خود سلب نمایند می توان به حق شفعه نسبت به ملک مشترک اشاره کرد، پس اگر شریک ملک خود را بفروشد ایشان دیگر حق ندارد اخذ به شفعه نماید.
  3. برخی از حقوق تمتع با تکلیف آمیخته اند مانند حق حضانت، ولایت، اقامه دعوا و … چنین حقوقی نیز همانند حق تمتع قابلیت سلب شدن را ندارند.
  4. سلب حریت و خود را بنده ساختن و بالعکس سلب نمودن آزادی به وضوح با توجه به آنچه پیشتر بیان شد ممنوع بوده و مورد پذیرش نیست.
  5. اتباع خارجه اصولا حقوق متمتع ایرانی ها را دارا هستند و مواردی که ناشی از نظم عمومی و استقلال کشور و حدود اختیارات دولت متبوع ایشان است از قبیل حقوق راجع به احوال شخصیه، حقوق مخصوصه که برای ایرانی ها ایجاد شده و همچنین حقوقی که قانون مصرحا منحصر به ایرانی کرده و یا از غیر ایرانی منحصرا و متضامنا سلب کرده مانند تملک نسبت اموال غیر منقول که موجب تسلط دولت متبوع شخص خارجی شودو همچنین به طریق اولی با استناد به ماده 982 قانون مدنی یک خارجی نمی تواند متصدی هیچ یک از مقامات تصریح شده در ماده گردد.

اهلیت استیفاء

استیفاء در لغت(دهخدا) به معنای تمام فرا گرفتن، طلب تمام کردن و … آورده شده است در علم حقوق اهلیت استیفاء به قدرت و توانایی اشخاص در اداره اموال و دارایی و انجام اعمال حقوقی نسبت به مایملک خود اشعار دارد

و اشخاصی که دارای خصوصیات خاصی هستند می توانند در اموال خود هرگونه دخل و تصرف بنمایند و اگر آن خصوصیات ناقص باشد و یا فاقد جمیع آنها باشند حسب مورد که پیشتر بیان می گردد صلاحیت آنها در بخشی از اعمال حقوقی و یا تمام آنها سلب می گردد

لازم به ذکر است سبب وضع چنین احکام و شمول چنین محدودیت ها، مراقبت و محافظت از دارایی های این اشخاص هست، پس شخص ورشکسته که از تصرف در اموالش منع گشته اهلیت استیفاء ایشان زائل نشده ولی به علت اینکه اقدامات ایشان حسب مورد باعث اضرار به طلبکاران و دیان می گردد حتما در پرونده های خود از وکیل مجرب استفاده نمایید

از باب حمایت از آنها دخل و تصرف این اشخاص سلب گشته است و از طرفی اموال ورشکسته برخلاف محجورین متعلق حق دیان بوده و به نوعی مالکیت ورشکسته بر اموال خود متزلزل تلقی گشته و وضع ید و دخل و تصرف در آن مشابه اقدامات فضولی برای خود (نه مالک) موجب تضرر طلبکاران می شود.

جمیع فاقدین اهلیت استیفاء را محجور گویند و می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد دسته اول محجور ممیز و دسته دوم غیر ممیز، محجور ممیز پاره ای از خصوصیات که برای وضع ید بر اموال خود باشد را داشته لکن کامل نبوده و بنابراین در مدیریتهای سبک ایشان صالح بوده و اعمال حقوقی ایشان نافذ می باشد

و مابقی اعمال حقوقی(معاملات و ایقاعات) حسب مورد غیرنافذ و یا باطل می باشد برخلاف محجور غیر ممیز که تمامی اعمال حقوقی ایشان باطل می باشد.

محجوران ممیز به دو دسته سفیهان و صغار ممیز و محجوران غیر ممیز همچنین به دو دسته مجنونین و صغار غیر ممیز تقسیم شده اند.

قانون مدنی

اینستاگرام وکیل حامی