فهرست

توهین در لغت به معنای سست کردن، ضعیف گردانیدن، خوار شمردن، ضعیف و حقیر شمردن آمده است(لغت نامه دهخدا).

در عرف عامیانه هر نوع حرف و عمل زننده ای که اشخاص در مقابل هم به کار می برند و در جهت انتساب آن به طرف مقابل صورت می پذیرد توهین تلقی می گردد لذا توهین در عرف و رویه استعمال این واژه شامل تمام بزه های توهین، قذف، افتراء، هتک حرمت، هجو و سب نبی می گردد لکن جرائم مزاحمت تلفنی، سوء قصد، افتراء عملی و نشر اکاذیب هر چند با توهین قرابت داشته لکن مشمول توهین در معنای اعم آن نمی شوند.

توهین_ممنوع

توهین_ممنوع

مخلص کلام هر کلام وقیحی که بر علیه شخصی بر زبان جاری گردد، هر حرکت ناشایستی که بزه ای را به شخصی منتسب کند و یا هر نوع نوشته و تصویری که صریحا جرم و یا عمل غیر اخلاقی را از سوی شخصی عیان سازد لکن نتوان صحت آن را ثابت نمود و همچنین به جهت متهم نمودن شخصی آلات جرمی را نزد مشارالیه قرار دادن مشمول جرم توهین در معنای اعم آن است.

عنصر قانونی جرم توهین در معنای اخص آن ماده 608 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات است«توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد …».

با امعان نظر به ماده می بینیم که تعریفی از توهین نشده و تنها با ذکر اینکه مصادیقی از توهین،فحاشی و استعمال الفاظ رکیک است، مقنن بسنده نموده است.

ماده قانونی ماده مجملی می باشد زیرا عنصر مادی توهین را معین ننموده است به نظر می آید مقنن آن را به عرف واگذار کرده است. بنظر می آید این ماده عنصر قانونی جرم توهین در معنای اعم آن باشد که توسط مواد دیگر همین قانون در فصل پانزدهم«هتک حرمت اشخاص» و فصل بیست و هفتم«افتراء، توهین و هتک حرمت» و فصول چهارم و پنجم«قذف و سب النبی» کتاب حدود قانون مجازات اسلامی تخصیص خورده است؛ لذا اگر امر ناپسندی به شخصی نسبت داده شود و از مصادیق جرایم افتراء، نشر اکاذیب، هجو و قذف نباشد توهین محسوب می گردد و اگر مشمول توهین به مقامات رسمی و رهبری و امام خمینی و سب نبی و مقدسات نگردد موضوع مشمول این ماده بوده و حکم صادر می گردد.

شرایط وقوع جرم توهین:

جرم توهین در معنای اخص آن که از این به بعد تنها بدان توهین اطلاق می شود و شامل فحاشی و بکاربردن الفاظ رکیک و موارد مشابه است.

استعمال این گفتار مبرهن است که جهت انتساب به یک شخص حقیقی است و از طرفی اینها مصادیقی از توهین بود پس اگر به غیر از لسان فحاشی و الفاظ رکیک در حق شخصی بکار گیرد جرم توهین محقق می شود پس اگر در شبکه های مجازی، کتابت(نوشتن)، تصویر و  یا با رفتار فحاشی شکل پذیرد جرم توهین محقق شده است البته بایستی اذعان داشت که مقنن می بایست قانون را از حالت اجمال خارج می نمود و خواننده را مجبور به تفسیر ماده نمی نمود زیرا نحوه نگارش ماده که در آن صراحتا مصادیق فحاشی و الفاظ رکیک را از باب تمثیل آورده و اختیار تفسیر را داده است پس به قاضی چنین اختیاری را می دهد که تفسیر موسعی را از ماده داشته باشد و این تفسیر با هر دو تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم قوانین جزایی در تعارض است!!

لذا عنصر مادی جرم عبارت است از بکار بردن فحاشی، الفاظ رکیک، رفتار ناشایست خواه لسانا و خواه کتبا و حتی از طریق فضای سایبری و حتی تصویری بدون توجه به صحت و سقم امور انتسابی

جرم توهین فاقد قصد نتیجه است و لذا به صرف ارتکاب عمل(عنصر مادی) جرم محقق می شود.

عنصر روانی جرم توهین عمد در انتساب به عنوان سوء نیت عام و قصد خوار و سبک نمودن طرف و ناراحت نمودن ایشان به عنوان سوء نیت خاص است، هر چند آن امر محقق نشود(عدم نتیجه برای احراز جرم). با تدقیق دوبار در ماده که بیان داشته است که چنانچه موجب حد قذف نباشد نشان از آن دارد که انتساب الفاظ رکیک به دیگری نبایستی قصد واقعی توهین کننده باشد؛ به بیان دیگر عنصر روانی توهین عمد در بکاربردن و عدم قصد واقعی در انتساب عمل به دیگری است لذا سوء نیت خاص این جرم تنها حقیر شمردن دیگری است.

شرایط وقوع جرم توهین

شرایط وقوع جرم توهین

نکاتی دیگر در خصوص توهین و وجه تمایز آن با سایر بزه های مشابه:

مواردی که توهین محصوب میشود و جرم برای آن صدق میکند

  • این جرم از جرائم مطلق است و لذا اگر توهین موجب ضرر مادی یا روانی به طرف مقابل نیز نباشد بزه توهین محقق یافته است.
  • این جرم به وسیله ترک فعل نیز قابلیت تحقق دارد مانند عدم بکارگیری القاب به قصد توهین در مواردی که لزوما می بایست القاب ذکر گردند.
  • در صورتی که جرم توهین با ضرب و شتم همراه باشد از موارد تعدد جرم محسوب می شود و ضرب و شتم از مصادیق توهین نیست پس سیلی زدن جزء جرایم توهین محسوب نمی شود.
  • توهین نسبت به اشخاص حقوقی موضوعیت ندارد و لذا اگر شخصی به اداره ای توهین نماید توهین به اشخاص آن اداره محسوب نگشته و اگر عنصر قانونی برای عمل ایشان یافت نگردد بنابر اصل برائت ایشان معاف از مجازات و تعقیب است.
توهین

توهین

  • ذکر لفظ و عبارت که توهین تلقی می شود در دادنامه ضروری است و الفاظ به فراخور زمان و مکان می توانند توهین آمیز بوده یا نبوده، باشند.
  • طبق نظریه مشورتی امور حقوقی(2154/7 سال 78) کارکنان کمیته امداد مامور دولت محسوب نگشته و لذا مشمول ماده 609 نبوده و عنصر قانونی آن ماده مارالذکر(608) می باشد.
  • از نقطه نظر دکتر گلدوزیان، توهین و اهانت عبارت است از به کار بردن الفاظی که صریح یا ظاهر باشد و یا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتی که به لحاظ عرفیات جامعه و با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و موقعیت موجب تخفیف و تحقیر منسب الیه شود…
  • ضمانت اجرای بزه توهین با توجه به ماده فوق الاشعار، شلاق تعزیری تا 74 ضربه شلاق و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال است بنابراین از ضمانت اجراهای تخییری است. البته به دلیل نرخ شاخص تورم از زمان تقنین قانون تعزیرات(سال 75) تاکنون مجازات نقدی موضوع جرم خیلی محقر بوده و گاهی اعمال همین مجازات یک نوع توهین قضایی به شاکی محسوب می شود!
  • جرم توهین با توجه به ماده 19 ق.م.ا از جرائم تعزیری درجه 6 محسوب می شود و با توجه به ماده 23 قانون مذکور قاضی می تواند به مجازات تکمیلی نیز حکم نماید.
  • محکوم علیه اگر مرتکب جرم دیگری نشده باشد به صرف توهین دارای سوء سابقه نمی شود(م 25 ق.م.ا).
  • جرم توهین در روزنامه ها منتشر نمی گردد.(م 36 ق.م.ا).
  • در صورت احراز جرم توهین در دادگاه، قاضی می تواند حکم محکومیت را بمدت شش ماه تا دو سال به تعویق بیندازد، همچنین می تواند با صدور حکم اجرای مجازات را بمدت یک تا پنج سال معلق نماید.(مواد 40 و 46 ق.م.ا)
  • توبه متهم و احراز ندامت و اصلاح توسط قاضی موجب اسقاط مجازات می گردد.(م115 ق.م.ا)
  • قذف نوعی توهین است که دارای سوء نیت خاص انتساب واقعی بزه منافی عفت زنا و لواط به دیگریست و برخلاف توهین عنصر روانی سوء نیت خاص که همانا انتساب واقعی عمل منافی عفت است بایستی ثابت گردد و با توجه به ادله و شرایط و اوضاع و احوال موجود بزه قذف که جزء حدود محسوب می شود ثابت می گردد. نهادهای تخفیفی بالا که در مورد توهین بیان گشت در قذف که جرمی حدی است اعمال نمی گردد و قاذف 80 ضربه شلاق حدی بایستی تحمل نماید. جرم قذف در صورت اثبات عمل انتسابی با ادله الف) شهادت چهار مرد عادل ب) تصدیق مقذوف پ) گذشت ت)قاذف شوهر باشد و لعان نماید(حرمت ابدی زن)ث) علم قاضی ج) مقذوف نیز قاذف باشد(تعزیری می شود) چ) پدر یا جد پدری باشد(مجازات تعزیری) برطرف می شود و قاذف مجازات حدی ندارد برخلاف توهین که خواه عمل انتسابی صواب باشد یا نباشد.
  • سب نبی توهین در معنای اعم(توهین و قذف) به پیامبر اکرم و انبیای عظام، ائمه معصومین و حضرت فاطمه زهرا محقق می شود البته انبیاء عظام با توجه به تفسیر مضیق و به نفع متهم پیامبران اولوالعظم می باشند.(م 262 ق.م.ا) بزه سب نبی همانند قذف جرمی حدی است و لذا نهادهای تخفیفی مختص تعزیرات را ندارد، ضمانت اجرای آن اعدام حدی است.
  • توهین به مقامات(رییس سه مجلس، وزراء، نمایندگان مجلسین، اعضاء شورای نگهبان، قضات و اعضای دیوان محاسبات، کارکنان وزارت خانه ها، موسسات و شرکتهای دولتی و شهرداری ها) دارای مجازات حبس 3 تا 6 ماه و یا تا 74 ضربه شلاق تعزیری و یا 50 تا یک میلیون ریال جزای نقدی است. لذا همانند توهین مجازات تخییری و بین سه تا، تعزیری و لذا دارای نهادهای تخفیفی و همچنان درجه 6 محسوب می شود.(م 609 ق.م.ا بخش تعزیرات) نسبت به مجازات حبس با توجه به نهادهای مجازات جایگزین حبس با داشتن شرایط ماده 66 ق.م.ا مجازات جایگزین حبس صادر می گردد.
  • اهانت به مقدسات که مشمول سب نبی نباشد جرمی تعزیری و دارای مجازات یک تا 5 سال است درجه 5 تعزیری است و لذا برخلاف توهین ساده که دارای سوء سابقه نبود این جرم بمدت دو سال بعد از ختم مجازات اصلی مجازات تبعی دارد، همچنین نهاد تعویق صدور حکم نیز در این خصوص ورود ندارد.(مواد 513 ق.م.ا بخش تعزیرات و 19، 25 و 40 ق.م.ا)
  • اهانت به امام خمینی و مقام رهبری دارای مجازات حبس درجه 6 (6 ماه تا 2 سال) می باشد و لذا از حیث درجه بازهم درجه 6 می باشد و لذا همانند توهین ساده تمامی تخفیفات آن را داراست. توهین به مراجع بزرگ تقنین نیافته لذا مشمول ماده 608 بخش تعزیرات می باشد(توهین ساده).
  • توهین به مقامات خارجی(رییس، نماینده سیاسی در قلمرو خاکی ایران) به شرط معامله متقابل(آن کشورها نیز توهین نمودن به مقامات ایران را جرم بشمارند.) جرم محسوب و مجازات یک تا سه ماه حبس را دارد(تعزیری درجه 8).
  • سوء قصد با توهین قرابت داشته لکن موضوعا مختلف می باشند و تنها در مورد رهبر، مقامات سیاسی کشورهایی به شرط معامله متقابل جرم خاص محسوب می شود و مجازات 3 تا 10 سال حبس به همراه دارد(مواد 515 و 516 ق.م.ا بخش تعزیرات)؛ البته سوء قصد حسب مورد مشمول شروع به جرم علیه اشخاص(قتل و مادون آن) می باشد و مجازات آن با لحاظ ماده 122 ق.م.ا محاسبه می گردد.
  • مزاحمت تلفنی توهین محسوب نمی شود و خود یک بزه خاص می باشد لکن اگر ضمن این بزه الفاظ رکیکی استعمال شود و بزه توهین احراز گردد موضوع تعدد جرم به حساب می آید، مجازات مزاحمت تلفنی یک تا شش ماه حبس است.(ماده 641 ق.م.ا بخش تعزیرات) نکته دیگر اینکه توهین از طریق فضای مجازی(وایبر، تلگرام، واتسپ و اینستاگرام و …) هر چند از طریق خطوط موبایل و از طریق مخابرات حاصل می شود لکن بزه مزاحمت تلفنی محقق نمی باشد و تنها بزه توهین احراز می شود.
  • نسبت دادن صریح امری به دیگری توسط اوراق چاپی، خطی، درج در روزنامه یا حین سخنرانی بزه افتراء محسوب می شود و زمانی احراز می شود که شخص نتواند صحت آن را اثبات نماید. انتشار اوراق مذکور نیز افتراء محسوب می گردد لکن به سبب اینکه منتشر کننده با انتشار بصورت ضمنی یا تلویحی آن اعمال را نسبت داده است بایستی قائل به در حکم افتراء باشیم. تفاوت افتراء با توهین سوء نیت خاص آن است افتراء همانند قذف، مفتری می بایست از عهده اثبات موضوع منتسب برآید و در صورت ناتوانی مجازات می گردد و همچنین بزه دیده و دادگاه بایستی احراز نماید که شرایط بزه محقق می باشد یعنی سوء نیت خاص بزه کار که همانا قصد واقعی در انتساب بزه هست را اثبات نماید که از مصادیق چنین اثباتی صراحت نسبت امر غیر قانونی به بزه دیده در اوراق و نطق بزه کار است. (ماده 697 ق.م.ا بخش تعزیرات)
  • نشر اکاذیب دارای سوء نیت خاص قصد اضرار یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی است. جرم نشر اکاذیب جرم مطلق است لذا اگر ضرر مادی و یا معنوی به غیر نیز حاصل نگردد تاثیری در احراز بزه ندارد. عنصر مادی جرم نشر اکاذیب همانند افتراء بوده و امری را با نامه، شکوائیه، مراسلات، اوراق چاپی یا خطی با امضاء یا بدون امضاء که کذب می باشد و همچنین قولا یا با نقل قول منتسب نماید تفاوتهایی که عنصر مادی بزه نشر اکاذیب با افتراء دارد، الف) تلویحی بودن موجب تحقق بزه نشر اکاذیب است لکن در افتراء تنها صراحت انتساب از لوازم وقوع بزه افتراء است، ب) امر منتسبی در نشر اکاذیب لزومی ندارد که جرم محسوب گردد، ج) برخلاف بزه افتراء که مفتری می بایست ثابت نماید که موضوع افتراء صحیح بوده و با این اثبات جرم موضوعیت خود را از دست می داد بنظر می آید در بزه نشر اکاذیب این بزه دیده است که کذب بودن موارد منتسبی را ثابت نماید و در صورت اثبات آنها متهم مجرم محسوب می گردد. همانند افتراء اگر صحت امر انتسابی ثابت گردد بزه موضوعیت خود را از دست می دهد. مجازات بزه نشر اکاذیب دو ماه تا دو سال است و همانند توهین و افتراء درجه شش محسوب می گردند. (م 698 ق.م.ا بخش تعزیرات)
  • افترای عملی به جرمی اطلاق می شود که شخصی به قصد متهم نمودن شخص دیگری آلات و ادوات جرم را در منزل یا جیب و یا موارد مشابه قرار داده و شخص مذکور تحت تعقیب قرار گیرد. جرم افترای عملی جرم مقید به تعقیب است لذا اگر تعقیبی شکل نپذیرد جرم موضوعیت پیدا نمی کند. البته آلات اگر از مصادیق مجرمانه نباشد مانند قرار دادن چاقویی که از اسباب وقوع بزه قتل نباشد در خانه دیگری باز جرم افتراء عملی واقع نشده است. افتراء موضوع ماده 697 از مصادیق توهین در معنای اعم است لکن بزه افتراء عملی قرابت کمتری با بزه توهین دارد. ضمانت اجرای این بزه شش ماه تا سه سال بوده و لذا تعزیری درجه 5 می باشد و درجه آن از بزه توهین، افتراء موضوع ماده 697 و نشراکاذیب که درجه 6 می باشند بالاتر می باشد. (م 698 ق.م.ا بخش تعزیرات)
  • هجو نمودن هر چند توهین مستقیم محسوب نمی شود ولی آثار توهین را به همراه دارد، در هجو برخلاف توهین که صحت امرانتسابی مورد تردید است و شخص توهین کننده قصد واقعی انتساب بزه را نداشته و جهت سبک کردن خود و تحقیر طرف کلمات رکیک بر زبان می آورد در بزه هجو، هاج با بر شمردن عیب دیگری و بزرگتر جلوه دادن آن در صدد توهین بر می آید و لذا بر خلاف افتراء که در صورت صحت امر نسبت داده شده بزه موضوعیت خود را از دست می دهد در بزه هجو صحت امر انتسابی از شرایط بزه محسوب می گردد. لذا اگر امری صریحا به کسی نسبت داده شود و طرف ثابت نماید که امر منتسب صحیح بوده است موضوعیت افتراء از بین می رود و اگر امر انتسابی جرم نباشد ولی عیب محسوب گردد شرایط بزه هجو مهیا می گردد و از باب جرم هجو تعقیب می گردد. بزه هجو از مصادیق بزه توهین در معنای اعم می باشد و ضمانت اجرای یک تا شش ماه حبس تعزیری را دارد که مشمول جرم تعزیری درجه هفت می باشد و لذا دارای نهادهای حمایتی بالاتری نسبت به سایر بزه های موضوع این نگارش است از جمله اینکه دادگاه می تواند راسا تعقیب نماید، مجازات تکمیلی ندارد(م 23 ق.م.ا)، در صورت احراز جهات تخفیف با احراز مجرمیت با وجود فقدان سوء سابقه و گذشت شاکی و سایر شرایط ماده 39 ق.م.ا قاضی می تواند حکم به معافیت از مجازات صادر نماید.

 چگونگی پیگیری توهین

با رجوع به دادسرا طی مراحل ذیل شما میتوانید به شکایت پیگیری توهین رسیدگی کنید

  1. این شکایت پس از به ثبت رسیدن توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب از شعبه های بازپرسی دادسرا ارسال می شود.
  2. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را برای ملاحظه محتویات آن نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.
  3. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات پرونده طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد.
  4. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف دعوای کیفری ارسال می شود.
  5. هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند.
  6. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اما شاکی دعوا شاهدی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند.
  7.  متهم پرونده نیز در دفاع با ذکر اینکه شاهد پرونده از آشنایان شاکی است، وی را «جرح» می کند.

پیشنهاد ما به شما مشاوره و در اختیار گرفتن وکیل جهت پیگیری دقیق پرونده شماست

حال این سوال پی می آید که جرح شاهد چیست؟

جرح شاهد عبارت است از فقدان شرایط قانونی شاهد برای صلاحیت داشتن نسبت به ادای شهادت در مرجع قضایی.

قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب سال 1378 در خصوص شرایط لازم برای شهادت شهود مقرر کرده است؛ «در مواردی که قاضی به شهادت شاهد به عنوان دلیل شرعی استناد می کند، لازم است شاهد دارای شرایط بلوغ، عقل، ایمان، طهارت مولد، عدالت، عدم وجود انتفاع شخصی برای شاهد یا رفع ضرر از وی، عدم وجود دشمنی دنیوی بین شاهد و طرفین دعوا و عدم اشتغال به تکدی گری و ولگردی باشد.
تبصره 1- در مورد عداوت دنیوی چنانچه شهادت شاهد به نفع طرف باشد پذیرفته می شود.

تبصره 2- در حقوق الناس شهادت در صورتی پذیرفته خواهد بود که به دستور دادگاه صورت گیرد.

تبصره 3– کسی که سابقه فسق یا اشتهار به فساد دارد؛ چنانچه به منظور ادای شهادت توبه کند تا احراز تغییر در اعمال او و اطمینان از صلاحیت و عدالت وی شهادتش پذیرفته نمی شود.

به دلیل این ایراد شاکی؛ در نهایت بازپرس پرونده دلیلی دیگری برای وقوع جرم از ناحیه مشتکی عنه نمی یابد و قرار منع تعقیب در پرونده فوق صادر می کند.در ادامه مدیر دفتر دادگاه پرونده را همراه با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس پرونده برای تایید یا رد این نظر به بخش دادیاری اظهار نظر ارسال می کند.

در ادامه دادیار اظهارنظر با بررسی محتویات پرونده و با توجه به فقدان دلیل کافی برای تعقیب متهم با قرار منع تعقیب صادرشده از سوی بازپرس پرونده موافقت می کند و پرونده به شعبه بازپرسی بازگردانده می شود.

پس از آن، دفتردار شعبه بازپرسی قرار صادر و تایید شده منع تعقیب را برای شاکی و مشتکی عنه ارسال می کند.

مجازات توهین در فضای مجازی

جرم توهین رایانه‌ای صراحتا در هیچ ماده‌ای از قوانین ذکر نشده و بدون مجازات ماندن مرتکبان جرم توهین در فضای مجازی نیز بر ارتکاب روزافزون آن خواهد افزود.

به همین دلیل، به نظر می‌رسد باید طبق ماده ۱۶ قانون جرم توهین در فضای مجازی، مرتکبان این جرم را به عنوان یکی از مصادیق هتک حرمت، به حبس از ۹۱ روز تا ۲ سال یا جزای نقدی از ۵ میلیون ریال تا ۴۰ میلیون ریال یا هر ۲ مجازات محکوم کرد.

البته باید در نظر داشت که ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی به توهین ساده و ماده ۶۰۹ این قانون به توهین مشدد توجه کرده‌اند. مجازات توهین ساده بر اساس ماده ۶۰۸ شلاق تا ۷۴ ضربه یا ۵۰ هزار ریال تا یک میلیون ریال جزای نقدی است.

مجازات توهین مشدد هم حبس از ۳ تا ۶ ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق یا ۵۰ هزار ریال تا یک میلیون ریال جزای نقدی است.

سؤالی که مطرح می‌شود، این است که با توجه به نبود تصریح قانونی به توهین رایانه‌ای و عام و مقدم بودن قانون مجازات اسلامی (مصوب ۱۳۷۵) و خاص و مؤخر بودن قانون جرایم رایانه‌ای (مصوب ۱۳۸۸) مرتکبان این جرم طبق کدام قانون باید مجازات شوند؟ در ضمن، باید در نظر داشت که مجازات مقرر در قانون جرایم رایانه‌ای شدیدتر از مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی است. پس چگونه می‌توان با روح قانون مخالفت کرد و مجازات مشدد را اعمال کرد؟

در پاسخ، باید گفت که طبق اصول فقهی، در صورتی که قانون عام بر قانون خاص مقدم باشد و تاریخ ورود هر دو (عام و خاص) معلوم باشد و زمان عمل به عام پیش از ورود خاص رسیده باشد، در این مورد خاص، مؤخر را ناسخ عام مقدم (نسخ جزئی) می‌دانیم. پس توهین رایانه‌ای را از شمول مواد ۶۰۸ و ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی خارج می‌دانیم و در خصوص مجازات این جرم، به ماده ۱۶ قانون جرایم رایانه‌ای رجوع می‌کنیم. تشدید مجازات را نیز می‌توان با توجه به آثار و عواقب جبران‌ناپذیر این جرم توجیه کرد.