طلاق و متارکه

متارکه

متارکه به مفهوم و معنای ترک کردن و جداشدن زوجین از همدیگر در دوران زوجیت گفته می شود.

متارکه و طلاق

متارکه و طلاق

انواع و اقسام متارکه:

  1. بذل مدت
  2. فسخ، انفساخ یا بطلان نکاح
  3. ایلاء
  4. لعان
  5. ظهار
  6. طلاق

بذل مدت  

در عقد نکاح منقطع(صیغه یا موقت)، مدت زمانی برای زوجیت تعیین و مورد توافق قرار می گیرد مرد می تواند مدت باقی مانده زوجیت را بخشیده و اصطلاحا بذل مدت کند.

بذل مدت

بذل مدت

. فسخ، انفساخ یا بطلان نکاح

فسخ:

فسخ به معنای برهم زدن ارادی یکی از طرفین قرارداد به موجب خیاراتی که دارد. در عقد نکاح به سبب مصلحت عام و نظم عمومی موارد خیارات جهت فسخ محدود بوده و تنها در مواردی که قانون صریحا حق فسخ را تقنین کرده امکان فسخ نکاح موجود است، مواردی از جمله ناتوانایی های جنسی، تدلیس و …

در عقد نکاح مرد خود را دکترای علم حقوق معرفی می کند و بعد از ازدواح کاشف بعمل می آید که تحصیلات ایشان فوق دیپلم تاریخ بوده است، یا در عقد نکاح زن خود را دوشیزه معرفی می کند و بعد از ازدواج مشخص می شود ایشان دارای دو فرزند است و قس علی هذا …

فسخ

فسخ

انفساخ:

در مواردی که قرارداد یا عقدی بدرستی تنظیم شود لکن امری غیر ارادی موجب زوال آن را فراهم آورد اصولا گفته می شود قرارداد منفسخ شده است، مانند محجور یا دیوانه شده وکیل یا موکل. در موضوع نکاح منقطع زوال مدت هر چند انتخاب آن توسط طرفین بوده موجب انفساخ است.

بطلان:

اگر در ایجاد عقدی توافق طریفین تطابق نداشته باشد یا شروطی لحاظ شود که موجب جهل به عوضین شود و … موجب زوال عقد از ابتدای انعقاد می شود در نکاح موارد بطلان به لحاظ مصلحت محفوظ ماندن آن از سایر عقود کمتر می باشد مصداقی از بطلان نکاح عدم تطابق اراده می باشد.

مثال: مرد و زنی ایجاب و قبولی را در عقد نکاح جاری می کنند لکن زن قبولی وکالت در امری را قبول می کند در صورتی که مرد ایجاب و درخواست زوجیت را مطرح نموده است این عقد حاصل نشده و عقد نکاح باطل می باشد.

ایلاء

سوگند خوردن شوهر بر عدم همخوابگی و مقاربت با زن به منظور آزاد دادن ایشان است، اختیار ایلاء برای مرد چهارماه است و اگر این مدت خاتمه یابد و مرد با زنش همبستر و نیامیزد بایستی با همسرش همبستر گردد و یا از وی طلاق بگیرد. لذا اگر چهار ماه بگذرد و الزام مرد برای همبستری محقق نشود زن می تواند از دادگاه تقاضای طلاق به موجب ایلاء درخواست نماید. لازم به ذکر است اگر مرد قبل از چهل روز قسم خود را بشکند ملزم به دادن کفاره است و اگر بعد از چهل روز مقاربت نماید احتیاجی به کفاره نبوده و حق طلاق از زن منتفی می شود.

ایلاء

ایلاء

لعان

در مواقعی که مرد به زنش نسبت زناء بدهد و چهار بار نزد قاضی شهادت دهد با این لحن که خدا را گواه می گیرم که در ادعای خود (زناء یا نفی ولد) صادق هستم و بار پنجم بیان کند اگر در ادعای خود دروغ می گویم خداوند من را لعنت بفرستد و زن هم چها بار قسم بخورد و خدا را گواه بدهد که ایشان دروغ می گوید و در بار پنج اظهار نماید اگر ادعای شوهرش درست باشد لعنت و خشم خدا بر من باد، این اقدام موجب لعان بوده و زن و مرد از زوجیت هم خارج شده و بر هم حرام ابدی می شوند.

لازم به ذکر است فرزند و زن ارث نمی برند مگر اینکه مرد از لعان خود رجوع کند که فرزند می تواند ارث ببرد با این وجود پدر باز نمی تواند از اولاد لعان شده اش ارث ببرد.

ظهار

یکی دیگر از اقسام متارکه زن و شوهر که قبل از اسلام وجود داشته ولی الان موجب متارکه نبوده لکن موجب می شود که داشتن رابطه جنسی حرام شود مگر از گفته خود رجوع کند ظهار است. ظهار با توجه به معنی آن که به معنای پشت است بدین صورت است که مرد با این لحن تو برای من مثل پشت مادرم و یا سایر محارم نسبی(خواهر، دختر، خاله و عمه و …)هستی موجب می شد مرد و زن بر هم حرام ابدی شوند ولی در حال حاضر تنها اثر حقوقی نداشتن مقاربت و نزدیکی تا زمان رجوع از کلام است.

طلاق

مهمترین و اصلی ترین الگویی که برای جدایی زن و شوهر فراهم و اعمال می شود طلاق است.

چند نکته:

  • طلاق یک ایقاء(بر خلاف عقد که نیازمند توافق طرفین است) است و از حقوق مردان است، لذا هر مردی هر زمانی به هر دلیل و یا بدون هیچ دلیل بخواهد زن خویش را طلاق دهد چنین اختیاری را داشته و صیغه طلاق جاری می شود.
  • رویه طلاق دادن دارای تشریفاتی است که بایستی اعمال شود، اول اینکه تقاضای طلاق بایستی به دادگاه ارائه شود و دادگاه جهت مصلحت محفوظ ماندن خانواده ها از پاشیدگی سعی در صلح و سازش و ارجاع امر به مشاوره می نماید و اگر مرد مصر بر طلاق باشد حکم به طلاق صادر و با قطعیت حکم مرد بایستی ظرف سه ماه مراتب حکم را به دفترخانه ازدواج و طلاق اعلام و ثبت نماید در جاری کردن صیغه طلاق در محضر می بایست دو شاهد ذیل طلاقنامه را امضاء نمایند.
  • طلاق از حقوق مردان است و جزء حقوقی تمتعی است که قابلیت انتقال ندارد یعنی مرد نمی تواند حق طلاق را از خود زائل و به شخص دیگر یا همسرش انتقال دهد لکن همانند دیگر حقوق قابلیت توکیل نمودن آن وجود دارد لذا حق طلاقی که عرفا در نکاحیه ها برای زنان لحاظ می شود وکالت در طلاق است نه حق طلاق.
  • فی الواقع با دادن وکالت در طلاق زن می تواند با گرفتن وکیل دادگستری از دادگاه تقاضای طلاق از جانب همسرش نماید لکن مرد به سبب اینکه وکالت یک عقد جائزی است هر زمان می تواند از وکالت خود عدول و وکالت زن در مطلقه نمودن خودش را زائل نماید، البته متصدی محضرها با قید بلاعزل و یا ضمن عقد لازم آن وکالت را لازم می کنند و در نتیجه حق رجوع مرد را از بین می برند البته با این اقدام با فراهم شدن حجر مرد(دیوانه شدن) وکالت بلاعزل نیز هم از اعتبار ساقط می شود لکن از این جنبه(جنون) زن می تواند تقاضای طلاق داشته باشد.
  • طلاق با وجود شرایط ضمن عقد نکاح و سایر شرایط که مصداق عسر و حرج(امکان زندگی برای زن موجبات بروز خطرات جسمی و روحی غیر قابل تحمل عرفی می شود) باشند و دادگاه احراز کند بدون داشتن وکالت در طلاق دادگاه حکم به طلاق صادر می کند بعبارت دیگر طلاق با وجود دلائل قانونی از حقوق طلاق زنان می باشد.
  • طلاق از طرف مرد به دو قسم طلاق بائن و طلاق رجعی تقسیم می شود، در طلاق بائن با جاری شدن صیغه طلاق در دفترازدواج و طلاق موجب ثبت واقعه می شود و حق رجوع از شوهر ساقط می شود لکن در طلاق رجعی با گذشت زمان رجعت(سه طهر) و عدم رجوع جاری و موجب ثبت آن می گردد و لذا اگر مرد در اثناء این مدت به زن رجوع کند طلاق از اعتبار ساقط می شود.
  • طلاق از حیث آیین دادرسی به دو نوع طلاق توافقی و طلاق یکطرفه تقسیم می شود، اگر درخواست طلاق از سوی مرد، یا از جانب زوجین یا به درخواست زن با داشتن وکالتنامه بلاعزل(توافقی) درخواست شود به سبب اینکه مرد و یا به نیابت از ایشان که دارای حق طلاق است درخواست طلاق بعمل آمده است قانون تحت عنوان طلاق توافقی روند رسیدگی ساده تری را ملحوظ داشته است به هر دو دعوا(از جانب مرد یا توافقی) به یک شکل رسیدگی می کند و تنها با ارجاع امر مشاوره و عدم توفیق در بهبودی روابط با درخواست طلاق موافقت می شود. در طلاق یکطرفه زن با داشتن دلائل قانونی سعی در اثبات عسر و حرج داشته و اگر در محکمه آن را به اثبات برساند و امر داوری به نتیجه ای درخور منجر نشود دادگاه حکم به طلاق یکطرفه صادر می کند. طلاق یکطرفه دارای سه مرحله بدوی، تجدید نظر و فرجام می باشد و بایستی رای نهایی شود که قابلیت مراجعه به محضرخانه برای زن مهیا شود لکن در طلاق توافقی اصولا در همان مرحله بدوی و با اسقاط حق تجدیدنظرخواهی، قطعی می شود و بندرت به مرجع تجدیدنظر ارسال می شود یعنی رویه بر یک مرحله و گاها دو مرحله خاتمه می یابد.
  • طلاق توافقی دارای دو قسم خلع و مبارات است و هر کدام آثار خود را دارند در اولی دل کندن و از هم بریدن است که زن به علت کراهتی که از مرد دارد تقاضای جدایی را دارد و لذا درصدی یا کل یا بیش از مهریه را به شوهر می بخشد لکن در مبارات این کراهت طرفینی بوده و نمی تواند مبلغی که زن به مرد بذل می کند بیشتر از مهریه باشد.
  •  حق رجوع در طلاق رجعی(زن عادت ماهیانه ببیند) دو بار بوده و اگر بار سوم طلاق صورت پذیرد حق رجوع از بین می رود، لکن همچنان زن بایستی سه طهر را بگذراند تا بتواند با شخص دیگری ازدواج کند. البته اگر زن ازدواج نماید و طلاق بگیرد می تواند با همسر قبلیش مزاوجت نماید. این اقدام تا سه مرحله قابلیت داشته و در مرحله سوم بر هم حرام ابدی می شوند(نه طلاقه).

با توجه به موارد ذکر شده میبینید که شباهت موارد بسیار زیاد است اما بصورت قانونی بار قانونی آن متفاوت است

برای اینکه در این موارد اشتباه نکنید و بتوانید تصمیم درست را بگیرید پیشنهاد ما به شما مشاوره با یک وکیل پایه یک دادگستری می باشد